دلايل سياسي و مذهبي ديگر نميتوانستند در آنجا بمانند، به دانشگاهها و كشورهاي ديگر رونهادند. بدينسان افكار پاريسي در سراسر اروپاي باختري راه يافت.
كالجهاي پاريس
سرزندگي دانشگاه پاريس را از تعداد كالجهايي كه بهتدريج به آن ميپيوست، ميتوان دريافت. دو كالج در سدهٴ دوازدهم ايجاد شده بود؛ هفدهتا در سدهٴ سيزدهم، سيوهشت تا در سدهٴ چهاردهم و يك دوجين ديگر هم در سدهٴ پانزدهم ايجاد شد. روي هم شصتونه تا؛ درست است كه برخيشان زودپا يا كوچك بودند. در ميان يازده كالجي كه در نيمهٴ دوم سدهٴ چهاردهم ايجاد شد. هيچكدام در ذهنم چندان درخشندگي ندارند. احتمال دارد كالجهاي بيشتري تأسيس شده باشد؛ ولي برخي از كالجهاي پيشين مانند مونتگ و ناوار نهتنها در دانشگاه، بلكه در كشور هم نقش فعالشان را دنبال كردند.
آموزش در ولايات
از آنجا كه در مورد فرانسه كسي كاري مانند آنچه ليچ در مورد انگلستان كرده، انجام نداده است، در مورد كالجها و مدرسههاي خارج از پاريس تصور كلي و دقيقي ندارم. البته هر كليساي جامعي ممكن بود مدرسهٴ خاص خودش را داشته باشد، ولو اينكه يك مدرسهٴ موقوفه بود و ممكن است كلاسهاي بيشماري در صومعههاي سراسر كشور داير ميشد. بعد هم لازم شد مدرسههاي آمادهسازي در جنب دانشگاهها بهوجود آيد. اين امر در مورد مونپليه، شارتر، اورلئان، آنژار، تولوز، آوينيون، كائور، گرِنوبِل و ارانژ صادق است. در مورد كالجهاي شهرستاني قابل قياس با كالجهاي بزرگ پاريس چيزي نميدانم.
دانشگاه آوينيون بهخاطر نزديكياش به دربار پاپ ممكن بود اعتبار بينالمللي كسب كند، ولي بهخاطر رقابت دانشگاههاي مونپليه و پاريس نتوانست. كالجهايي در همسايگي آن در سنژرمن دو كالبر، نزديك ماند؛ در ارانژ، در ترِت نزديك اِكس تأسيس شده بود. گفته ميشود اوربانوس پنجم قريب 180 محصل به كالج ترنت فرستاد؛ او از قريب هزار دانشجو در سراسر اروپا حمايت ميكرد.
كتابخانهٴ پاپها در آوينيون بزرگتر از كتابخانهٴ سلطنتي لوور بود. فهرستي از آن را ژان سورل در سال 1369 براي اوربانوس پنجم تهيه كرده، و فهرست بعدي مربوط به كتابخانهٴ لوور است، كه در سال 1373 براي شارل پنجم تهيه شده است. در كتابخانهٴ لوور پاريس 1239 كتاب و در كتابخانهٴ آوينيون 2102 كتاب وجود داشت.
لا تور ـ لاندري
ژوفروا دو لا تور ـ لاندري در جايي واقع در ميان شوله و وَزَن در آنژو (مَن ـ اِ ـ لوار) زاده شد.